اینجا دبی است ، آسمانش ، مثل همۀ جاهای دیگر دنیا ، آبی است . اینجا هم ، پایین ترین سطح درآمد توالت می شورد ، بالا ترین اش در خیابان ها لامبورگینی می راند ، مثل همۀ جاهای دیگر دنیا . مثل مملکت خودمان ، ایران . اما یک تفاوت کوچک هست . توالت های عمومی از شدت تمیزی برق می زنند ، و لامبورگینی سوار ، حتی یک بار ، چراغ قرمز را رد نمی کند . چرا ؟!!
خُب بشر بدبخت ، یک صدم درآمد اونی که میاد میشاشه به محل کارت رو هم نداری ! واسه چی روزی سی بار میسابی این موال عمومی رو ؟!؟ ... تو چی ؟ بی شعور ، ملیون ملیون دادی لامبورگینی خریدی که چی؟ که باهاش حداکثر سرعت صد و بیست و رعایت کنی ؟ یه عالمه خرج فرمون و سیستم هیدرولیک این ماشین شده که تو باهاش بین دو خط برانی ؟!؟
البته ما در رعایت موارد فوق و سایر موارد مشابه بسیار کوشا می باشیم ، ولی بینی و بین الله ، هنوز علتش را نفهمیده ایم . در وجودمان نهادینه نشده . هنوز نفهمیده ایم چرا وقتی چراغ سبز شده و ماشین جلویی حواسش نیست ، نباید از بوق استفاده کنیم .هنوز نمی دانیم چرا وقتی چراغ عابر پیاده قرمز است ولی هیچ ماشینی هم نمی آید ، نباید از خیابان رد بشویم . رد نمی شویم البته ، ولی نمی دانیم چرا رد نمی شویم !!!. ایضا چرا وقتی چراغ زرد است نه تنها پایمان را روی پدال گاز فشار نمی دهیم ، بلکه ترمز هم می کنیم ؟! تازه نه آن هم روی خط عابر ، که چند متری هم عقب تَرَک ! تازه اینها فقط مربوط به مسائل چراغ راهنمایی می باشند . هزار و یک چرای دیگر هم هست .
یک بار زد و حسب تصادف ، جای دوستان خالی رفتیم اروپا ... آنجا بود که به کشفی عظیم نایل شدیم و آن اینکه (یا .. و این آنکه !) ملت متمدن آن طرف ها ، چرایش را می دانند ، رعایت هم می کنند . ملت متمدن این طرف ها ، چرایش را نمی دانند ، ولی رعایت می کنند . و بالاخره ملت متمدن خودمان ، چرایش را نمی دانند ، رعایت هم نمی کنند ! راحت !!! .
آدم یا می داند روی دیوار توالت عمومی جای هنر نمایی نیست ، یا نمی داند ولی می داند ممکن است دوربین مدار بسته ای چیزی ردش را بگیرد ، یا می داند ولی مگر می شود این طبع شوخ شهوت طلب را بی خیال شد ؟
یک سوال فنی : مردم ما اصولا همینجوری یک ماژیکی همیشه در جیبشان است یا تعمدا حواسشان هست هر وقت از خانه بیرون می آیند حتما ماژیک بردارند شاید سر راه جیششان گرفت ؟!؟!